صوت هاي انساني را مي توان در شش دسته ، طبقه بندي كرد: صوت هاي زنانه كه شامل سپرآنو، متسوسپرآنو، و كنترآلتواست ، و صوت هاي مردان كه شامل تنر ، باريتن وباس مي باشد. در خوانندگي كر، صوت هاي مياني هر گروه (متسوسپرانو و باريتن) را حذف مي كنند). جنس صدا ووسعت صدا مقوله اي متفاوت است گاهي مواقع ديده ميشود جنس صداي يك خواننده باس است اما آن خواننده وسعتي بالاتر از وسعت باريتن دارد. در واقع هميشه جنس صداي يك خواننده ملاك تعيين وسعت صداي او نيز نخواهد بود . خواننده فقيد پاوارتي از كساني بود كه وسعت صداي شگفت آوري داشت فراي تقسيم بندي هاي معمول كه ذكر شد.
طبقه بندي تاريخي صوت انسان
1 . سپرانو (Soprano): كلمه ايتاليايي سپرآنو، از واژه سپرآ (Sopra)، به معني بالا، بيشتر ، برتر و مافوق مشتق شده است. در موسيقي به بالاترين صوت زنان( و يا مرداني كه صوت زنانه ايجاد مي كنند)، در خوانندگي كر اطلاق مي شود.امروزه معمولاً به صوت سپرآنوي كودكان ، Treble، به معني صوتي زير و تيز گفته مي شود.سپرآنوي مردان كه كاستراتو (Castrato) _ به معني اخته شده شده _ ناميده مي شود، در اپرا و موسيقي كليسا در قرن 17 م . و 18 م.، به كار مي رفته است. با اخته كردن مردان ، پيش از بلوغ ، صوت سپرآنو و يا كنترآلتوي مردانه ايجاد مي كردند. در اپرآهاي ايتاليايي ، در قرن 17 م . و 18 م.، توانسته بودند صوتي درخشان، منعطف و با احساس ايجاد كنند.
2. متسو سپرآنو(Mezzo-Soprano): متسو سپرآنو يا نيمه سوپرآنو (Half-Soprano)، به صوت مياني زنان (و يا مرداني كه صوت زنانه ايجاد مي كنند)، بين سپرآنو و كنتر آلتو اطلاق مي شود. بيش تر نقش هاي اپرايي كه براي سپرانو نوشته شده اند، آوازهايي سنتي بودند كه براي متسو سپرآنو مناسب تر مي باشند.
3. متسو كنترآلتو (Mezzo-Contralto): گاهي اوقات ، خوانندگان، خود را با نام متسو كنترآلتو معرفي كردند. منطقه ي صوتي اين خواننده گان، كمي پايين تر از منطقه ي صوتي متسو سپرآنو است.
4.كنترآلتو(Contralto): كنترآلتو، پايين ترين گستره ي صوتي زنان است، اين صوت، به وسيله مردان، به صورت فالستو (Falsetto) و كاستراتو (Castrato) قابل اجراست. به اين صوت، آلتو ((Altoنيز گفته ميشود.
5. آلتو )َ(Alto: آلتو در لغت به معناي بالاو بلند است و به بالاترين صوت مردان كه با به كار گيري فالستو(Falsetto) ايجاد مي گردد. اطلاق مي شود كه منطقه ي صوتي آن بسيار به كنترآلتوي زنان نزديك است. در قرن هاي 16 م . و 17م.، در كليساهاي انگلستان، از اين صوت بسيار استفاده ميشد.
6. كنترآلتو (Contralto): در قرن هاي 14 م . و 15م.، مورد استفاده قرار مي گرفت. منطقه صوتي آن شبيه منطقه صوتي تنر است، با اين تفاوت كه گاهي دامنه آن از حد تنر فراتر مي رود.
7. تنر (Tenor): بالاترين صوت طبيعي مردان . اين اصطلاح ، در دوره قرون وسطا، زياد به كار مي رفت.
8.باريتن (Baritone): به صوت مياني مردان ، بين تنر و باس اطلاق مي شود.
9. باس (Bass): پايين ترين صوت مردان را گويند.
طبقه بندي ديگري براساس شخصيت و جنس صوت در بين خوانندگان اپرا وجود دارد كه از اين قرار است:
سپرانوي دراماتيكDramatic Soprano)): صوتي نيرومند،مناسب براي آواز دكلمه و داراي قابليت هاي نمايشي.
سپرانوي ليريك Lyric Soprano)): با كيفيتي روشن و مناسب براي آواز
سپرانوي كلراتورا Coloratura Soprano)): با چابكي زياد و دامنه اي وسيع.
سپرانوي سوبرتهSoubrette Soprano)): سپرانويي آرام ، آپرايي و كمي كميك.
سپرانوي كاراكترCharacter Soprano)): صوتي رسا و شخصيت دار
تنر رباستو Robust Tenor)): صوتي پر و قدرتمند.
تنر ليريك Lyric Tenor)): متناظر و مشابه سپرآنوي ليريك است.
تنر هلدن Heroic Tenor)): تركيبي ست از چابكي ، در خشاني جنس ، قدر ت بيان و رسايي.
باس پرفندو Profound Bass)): با دامنه اي محدود ، صوتي نيرومند و شخصيتي جدي ، عميق و موقر
باس كانتاتي Cantata Bass)): با كيفيتي مشابه سپرانوي ليريك.
باس بوفوBuffo Bass)): خنده دارو چابك
امروز ميخوام آهنگي رو معرفي كنم با نام همسرم از مازيار كه بسيار زيبا وشنيدني است .حزن واندوهي كه در صداي مازيار وجود داره وتقريبا اين حس واين حزن در صداي اكثر خوانندگان مازندران به چشم ميخوره به زيبايي اين آهنگ كمك كرده اگر توجه كرده باشين به غير از تحريرهاي خاص مرحوم مازيار يك لرزشي در صداي مازيار وجود داره كه خواندن مازيار رو جذاب تر ميكنه و اين لرزش رو شما در صداهاي كشيده بيشتر احساس ميكنيد. منظورم ويبره هايي نيست كه از اكثر خوانندگان مثل محمد نوري ميشنويم اين نكته رو اگر اشتباه نكنم استاد نوجوكي بهش اشاره كردند. به اين نكته ميخواستم اشاره كنم كه تنها تكينيك خواننده مهم نيست حسي كه در صداي خواننده وجود داره باعث ميشه كه اثر خوش جلوه كنه نمونه اش فرهاد است ، صداي زخمي فرهاد آنقدر جذابيت دارد كه اگر تكنيكي هم درون كار اجرا نشود .كار زيبا وشنيدني است. (منظوراز تكنيك اينجا تحرير است) خود استفاده از تلفظ كلمات در خواندن نيز نوعي تكنيك محسوب ميشود . ميتوانم خواننده بزرگ ديگري مثال بزنم كه فن بيان آن مثال زدني است اگر ويدئوهاي ستار را ديده باشيد .حتي اگر صدايش را نشنويد آن را راحت ميتوانيد لب خواني كنيد. واين هم به خاطر استفاده از فن بيان قوي ودرست ادا كردن كلمات است كه فوق العاده در خواندن موثر است. خوانندگاني هستند كه موقع خواندن كلمات رو ميخورند طوري كه براي فهميدن كلمات بايد چند بار گوش داد تا فهميد خواننده اينجا چه كلمه اي را گفته. تنها داشتن تحرير براي خواندن كافي نيست . در وبلاگ يكي از دوستان مطلبي رو نوشته بودند كه بر سرش بحث بود وآن هم كشيدن صداهاي كوتاه از جانب يكي از خوانندگان مطرح كشور (عليرضا افتخاري) كه من واقعاً لذت بردم كه بسيار زيبا به اين نكته اشاره شده خواننده نبايد به خود اجازه بدهد كه بواسطه تكنيك خود قواعد خواندن را به هم بريزد . به قول دوست عزيزم امير فصل پنجم با رعايت اين نكات است كه خوانندگان ازهم متمايز ميشوند. درمورد تنظيم واركستراسيون اين آهنگ هم بايد بگويم كه بسيار زيباكار شده است.از عزيزان خواهش ميكنم كه حتماً تحليل هاشون در مورد اين موزيك رو بنويسند. متن اين آهنگ همراه آكوردهاي اين آهنگ رو براي شما عزيزان ميگذارم كه از وبلاگ گيتار براي همه برداشت شده كه در وبلاگ هم لينك هست.
E همسرم Am همسر تنـ E هام شريک Am شادی و غمـ E هام
دل هوا F ی خونه دا E ره بی تو من Am خسته و تنـ E هام
E آخرين غروب هفـ F ته لحظه تاريک و رو E شن
توی خونه منتظر F باش واسه اومدن E من
E لباس سبزتو تن کن اون لباس سبز روشن
اونی که Dm رنگ چشا E ته رنگ دلـ Dm خواه تو و E من
Dm روی موهای قشنـ E گت يه گل Dm بنفشه بگـ E ذار
Dm رنگای سياه و ما E تو همه از Dm تو خونه بر E دار
E چشماتو قاصد راه F کن واسه لحظه رسيـ E دن
E با ترنم يه آ F هنگ خستگيمو بگير از E من
E گلای پر پر و بردار من اونا رو دوست ندارم
با خودم Dm من گل مر E يم يه سبد Dm برات ميا E رم (۲)

