خطوط اضافه
هرگاه نت ها از بالا و پایین حامل تجاوز کنند با استفاده از خطوط کوچک و موازی با حامل نوشته می شوند.

اگر خطوط اضافه در بالای حامل بالاتر از نت ها و در پایین حامل پایین تر از نت ها قرار گیرند ، تغییری در نام و صدای آنها نخواهند داد.
وزن
منظور از وزن در موسیقی به کار بردن صداها و سکوت ها با امتدادهای مختلف است که از نظر زمان با یکدیگر متناسب باشند.
برای تعیین امتداد کششهای صداها هفت شکل معمول است به ترتیب زیر:

در واقع این تقسیم بندی به این شکل است یک گرد معادل با دو سفید یا 4 سیاه یا 8 چنگ یا 16 دو لا چنگ یا 32 سه لا چنگ یا 64 چهار لا چنگ می باشد.
و یک سفید معادل با 2 سیاه یا 4 چنگ و... است.
ارزش گرد برحسب زمان قرار دادی است . یعنی ممکن است 2 یا 4 ثانیه کمتر یا بیشتر باشد. اما این را بگویم که مثلا اگر نت گرد در یک قطعه 8 ثانیه است نت سفید 4 سیاه 2 چنگ و به همین ترتیب ارزش یک نت نصف نت قبلی میشود.
در سکوت ها هم به همین ترتیب است که درباره آن در پست های بعد صحبت خواهیم کرد
تا اینجا با تنفس شکمی آشنا شدید، حال سوال اینجاست که تنفس شکمی چه مزایا و محاسنی دارد که باید در هنگام آواز از این نوع تنفس استفاده کرد؟
روش های زیادی برای تنفس شکمی ارائه شده است، در اینجا کامل ترین و در عین حال ساده ترین روش یرای تمرین تنفس شکمی را به طور کامل توضیح می دهم.روش های دیگری چون خوابیدن بر روی صندلی به طوری که کمر بر روی صندلی و پاها بر روی زمین باشد، استفاده از اجسام سنگین و گذاشتن بر روی قفسه سینه، روش چمباتمه زدن، استفاده از نی و لوله نیز برای تنفس شکمی وجود دارد ولی هرکدام از این روش ها یا بسیار سخت هستند یا از لحاظ علمی دارای عوارض و مشکلاتی برای بدن هستند.ولی روشی که در زیر آمده مرسوم ترین نوع آن است که در تمامی دنیا مورد استفاده قرار می گیرد.شاید بعد از این روش استفاده از صندلی بدون دسته در حالت خوابیده بهترین روش باشد.
توضیح مرسوم ترین روش تمرین تنفس شکمی:
شاید در ابتدای راه این نوع تنفس به بدن شما فشار آورده و برای شما سخت باشد ولی بعد از مدتی تمرین در شما نهادینه خواهد شد.شما باید سعی کنید در هنگام آواز نیز تنفس شکمی را مورد استفاده قرار دهید.مطمئن باشید تا تمرین نکنید نمی توانید از ظرفیت های تنفس شکمی بهره ببرید.
نوشته علی سعدآبادی
مطالب برداشتی است از تئوری بنیادی موسیقی(پرویز منصوری ) تئوری موسیقی (علینقی وزیری) و تئوری موسیقی (پورتراب) سعی میکنم مباحث رو به صورت کوتاه بنویسم برای این که مباحث برای عزیزانی که تازه میخواهند تئوری رو شروع کنند سنگین نباشد . امیدوارم که من رو در بهتر شدن مطالب کمک کنید.
تئوری موسیقی
موسیقی صنعت ترکیب صداهاست و بهمان آسانی که مکالمات را می نویسیم، می توان آن را ترسیم نمود. شناسائی علامات و قواعد تلفیق آنها بعنوان ((تئوری موسیقی)) نامیده می شود.
نت
نت علامتی است که بوسیله آن صداهای موسیقی نوشته و اجرا می شوند.
حامل
پنج خط افقی موازی با فواصل معین که نت ها را در رو یا میان خطوط آن می نویسند و از هم تشخیص می دهند، حامل گویند. خطوط حامل معمولاً از پائین به بالا شمرده می شود.

به وسیله حامل یازده نت شناخته می شود به این ترتیب:
پنج نت روی خطوط ، چهار نت در میان خطوط و یک نت در بالا (چسبیده به خط پنجم) و یک نت در زیر حامل (چسبیده به خط اول).

نام نت های موسیقی
نت هائی که در موسیقی به کار می روند، هفت نام مختلف دارند:
دو، ر، می ، فا ، سل ، لا ، سی ،
در انگلسان و آمریکا A به جای لا ، Bبه جای سی ، C به جای دو ، D به جای ر، E به جای می ، F به جای فا ، G به جای سل کاربرد دارد. با این تفاوت که در آلمان B معرف سی بمل ، و H مهرف سی می باشد.
کلید
خط موسیقی بعکس خط فارسی از چپ به راست نوشته می شود و همیشه در اول حامل کلیدی می گذارند که اسم نت ها بوسیله آن شناخته می شود.
کلید علامتی است که سمت چپ حامل قرار دارد و نام و موقعیت صدای نت ها را تعین می کند.
کلیدهائی که در موسیقی به کار می روندعبارتند از: کلید سل ، کلید دو ، کلید فا.

کلید سل معمول ترین کلید هاست و مبنایش خط دو م حامل پنج خطی است. با کلید سل نتی که در روی خط دوم حامل قرار دارد سل نامیده می شود و بقیه نت ها به نسبت نت مزبور شناخته می شوند. نت سازهائی مانند ویلن و فلوت و ابوا و قره نی و دیگر سازهائی که صدای زیر دارند با این کلید نوشته واجرا می شود.

کلید فای خط چهارم را کلید باس می نامند مورد استفاده سازهایی چون کنترباس ویلنسل و باسون و غیره است.
کلید فای خط سوم کلید باریتون و کلید دوی خط چهارم کلید تنور نامیده می شود. کلید دوی خط سوم کلید کنتر آلتو مورد استفاده سازهای مانند ویلن آلتو و ترومبون آلتو است. کلید دوی خط دوم کلید متسوسپرانو و کلید دوی خط اول کلید سپرانو و کلید سل کلید آواز نام دارد.
علت وجود کلیدهای مختلف در موسیقی جلوگیری از ازدیاد خطوط اضافه و در نتیجه سهولت در نت خوانی و اجرای قطعات است.
صوت هاي انساني را مي توان در شش دسته ، طبقه بندي كرد: صوت هاي زنانه كه شامل سپرآنو، متسوسپرآنو، و كنترآلتواست ، و صوت هاي مردان كه شامل تنر ، باريتن وباس مي باشد. در خوانندگي كر، صوت هاي مياني هر گروه (متسوسپرانو و باريتن) را حذف مي كنند). جنس صدا ووسعت صدا مقوله اي متفاوت است گاهي مواقع ديده ميشود جنس صداي يك خواننده باس است اما آن خواننده وسعتي بالاتر از وسعت باريتن دارد. در واقع هميشه جنس صداي يك خواننده ملاك تعيين وسعت صداي او نيز نخواهد بود . خواننده فقيد پاوارتي از كساني بود كه وسعت صداي شگفت آوري داشت فراي تقسيم بندي هاي معمول كه ذكر شد.
طبقه بندي تاريخي صوت انسان
1 . سپرانو (Soprano): كلمه ايتاليايي سپرآنو، از واژه سپرآ (Sopra)، به معني بالا، بيشتر ، برتر و مافوق مشتق شده است. در موسيقي به بالاترين صوت زنان( و يا مرداني كه صوت زنانه ايجاد مي كنند)، در خوانندگي كر اطلاق مي شود.امروزه معمولاً به صوت سپرآنوي كودكان ، Treble، به معني صوتي زير و تيز گفته مي شود.سپرآنوي مردان كه كاستراتو (Castrato) _ به معني اخته شده شده _ ناميده مي شود، در اپرا و موسيقي كليسا در قرن 17 م . و 18 م.، به كار مي رفته است. با اخته كردن مردان ، پيش از بلوغ ، صوت سپرآنو و يا كنترآلتوي مردانه ايجاد مي كردند. در اپرآهاي ايتاليايي ، در قرن 17 م . و 18 م.، توانسته بودند صوتي درخشان، منعطف و با احساس ايجاد كنند.
2. متسو سپرآنو(Mezzo-Soprano): متسو سپرآنو يا نيمه سوپرآنو (Half-Soprano)، به صوت مياني زنان (و يا مرداني كه صوت زنانه ايجاد مي كنند)، بين سپرآنو و كنتر آلتو اطلاق مي شود. بيش تر نقش هاي اپرايي كه براي سپرانو نوشته شده اند، آوازهايي سنتي بودند كه براي متسو سپرآنو مناسب تر مي باشند.
3. متسو كنترآلتو (Mezzo-Contralto): گاهي اوقات ، خوانندگان، خود را با نام متسو كنترآلتو معرفي كردند. منطقه ي صوتي اين خواننده گان، كمي پايين تر از منطقه ي صوتي متسو سپرآنو است.
4.كنترآلتو(Contralto): كنترآلتو، پايين ترين گستره ي صوتي زنان است، اين صوت، به وسيله مردان، به صورت فالستو (Falsetto) و كاستراتو (Castrato) قابل اجراست. به اين صوت، آلتو ((Altoنيز گفته ميشود.
5. آلتو )َ(Alto: آلتو در لغت به معناي بالاو بلند است و به بالاترين صوت مردان كه با به كار گيري فالستو(Falsetto) ايجاد مي گردد. اطلاق مي شود كه منطقه ي صوتي آن بسيار به كنترآلتوي زنان نزديك است. در قرن هاي 16 م . و 17م.، در كليساهاي انگلستان، از اين صوت بسيار استفاده ميشد.
6. كنترآلتو (Contralto): در قرن هاي 14 م . و 15م.، مورد استفاده قرار مي گرفت. منطقه صوتي آن شبيه منطقه صوتي تنر است، با اين تفاوت كه گاهي دامنه آن از حد تنر فراتر مي رود.
7. تنر (Tenor): بالاترين صوت طبيعي مردان . اين اصطلاح ، در دوره قرون وسطا، زياد به كار مي رفت.
8.باريتن (Baritone): به صوت مياني مردان ، بين تنر و باس اطلاق مي شود.
9. باس (Bass): پايين ترين صوت مردان را گويند.
طبقه بندي ديگري براساس شخصيت و جنس صوت در بين خوانندگان اپرا وجود دارد كه از اين قرار است:
سپرانوي دراماتيكDramatic Soprano)): صوتي نيرومند،مناسب براي آواز دكلمه و داراي قابليت هاي نمايشي.
سپرانوي ليريك Lyric Soprano)): با كيفيتي روشن و مناسب براي آواز
سپرانوي كلراتورا Coloratura Soprano)): با چابكي زياد و دامنه اي وسيع.
سپرانوي سوبرتهSoubrette Soprano)): سپرانويي آرام ، آپرايي و كمي كميك.
سپرانوي كاراكترCharacter Soprano)): صوتي رسا و شخصيت دار
تنر رباستو Robust Tenor)): صوتي پر و قدرتمند.
تنر ليريك Lyric Tenor)): متناظر و مشابه سپرآنوي ليريك است.
تنر هلدن Heroic Tenor)): تركيبي ست از چابكي ، در خشاني جنس ، قدر ت بيان و رسايي.
باس پرفندو Profound Bass)): با دامنه اي محدود ، صوتي نيرومند و شخصيتي جدي ، عميق و موقر
باس كانتاتي Cantata Bass)): با كيفيتي مشابه سپرانوي ليريك.
باس بوفوBuffo Bass)): خنده دارو چابك

