مازيار از نگاه اهالي موسيقي
وقتي از اهالي موسيقي و آهنگسازاني كه در دورههاي مختلف با مازيار كار كردهاند درباره او ميپرسيم، علاوه بر تاكيد بر قابليتهاي هنري، از اخلاق فردي و شخصيت او به نيكي ياد ميكنند.
محمد نوری؛ خواننده
لطيف و ظريف، بدون مدرسه
اولین آشنایی من با زندهیاد مازیار، مربوط به زمانی بود که او سن کمی داشت و در مسابقات هنری دانشآموزان کشور شرکت كرده بود. در آن دوران من داور این مسابقات بودم که مازیار از من رتبه بسیار خوبی گرفت.
مازیار با اینکه مدرسه صدایی را نگذرانده بود ولی صدایش لطافتها و ظرافتهایی داشت که آن را بسیار دوستداشتنی میكرد.
او جوان باشخصیت و مهربان و بااخلاقی بود که برایش احترام زیادی قائل بودم. به نظر من آنچه هنرمندان امروز باید مدنظر داشته باشند، اخلاقیات اجتماعی و انسانی است که مازیار این را در حد عالی دارا بود. از رفتن مازیار خیلی متاثر شدم و هر جا که باشم از او به احترام یاد میکنم.
ناصر چشمآذر؛آهنگساز 
حيف كه زود رفت
اولين بار حدود سال54، 55 در تلويزيون ـ وقتی برای اجرای اولین کارشان یعنی «آرزوی فردا» حاضر شده بودند - با هم آشنا شدیم و صدای دلنشین، گرم و جذابش به دلم نشست و بعدها تنظیم چندین کار ایشان بر عهده من بود.
این همکاریها باعث شد تا سالهای متمادی دوستان خوبی برای هم باشیم. از لحاظ خوانندگی در زمان خود مهره بسیار باارزشی بود برای موسیقی ما و از نظر جنس و توناليته صدا، صدای گرم، دوستداشتنی و دلنشینی داشت.
تکنیک صدای خوبی داشت و از لحاظ وسعت صدا تا آنجا که من با ایشان کار کردهام، حداقل یک اکتاو و نیم را میخواند و از آن دسته خوانندگانی بود که صدای بالا را بسیار خوب اجرا میکرد.
بر دکلمه شعر خیلی تسلط داشت و حتی اگر اشعارش معانی پیچیدهای داشت، آنچنان خوب و گویا تلفظ و ادا میکرد که آن اشعار پررمز و راز عمیق هم برای هر شنوندة سادهای قابل استفاده بود.
مازیار انسان بسیار شریفی بود، کار خودش را میکرد، اتکا به کار خودش داشت و اهل حسادت نبود. این اواخر صحبتهایی با مرحوم مازیار برای کارهای گروهی داشتیم اما حیف که زود از بین ما رفت، حیف.
تورج شعبانخانی؛ آهنگساز
كاملا مخملي بود
همکاری من و مازیار بر میگردد به سال56. در آن زمان 2 کار از ساختههای خودم را در اختیارش قرار داده بودم؛ یکی ترانهای با نام «باغچه» و کار دیگر مربوط به موسیقی متن فیلم «بیگناه» بود كه «تو که نیستی» نام داشت.
صدای مازیار یک صدای کاملا مخملی بود و خود او هم در خوانندگی جا افتاده و مسلط بود و بین خوانندههای آن دوره کلاس خاصی داشت.
نکته گفتنی دیگر این است که در آواز برای گوش ما شرقیها، غلت ها و تحریرهای یک صدا تاثیرگذار است که صدای مازیار با داشتن این پارامترها آن احساس لازم را به زیبایی به شنونده میداد.
جهانبخش پازوکی؛آهنگساز، ترانهسرا
با يك بار تمرين، كار را تمام ميكرد
در اولین برخوردی که به صورت اتفاقی با ایشان داشتم، فهمیدم صدای بسیار بسیار پخته، قوی و پرتحریری دارد و می تواند یک صدای تازه و فرم جدیدی را در خوانندگی ارائه بدهد. به ایشان پیشنهاد شروع کار حرفهای را دادم.
وقتی اولین کار مشترک که عنوانش «آرزوی فردا» بود را با نام مستعاری که خودم برایش انتخاب کرده بودم - یعنی همان نام مازیار - ارائه کردیم، بسیار استقبال شد و به نقطه شروع خوبی برای ادامه همکاریهای بعدیمان تبدیل شد.
اگر در مورد صدای مازیار بخواهم حرف بزنم باید بگویم كه صدایش صدای خود مازیار بود. تحریرهای بسیار مطلوبی داشت، اوج صدای بسیار خوبی داشت؛ یعنی نه آنطور بود که فریاد گوشخراش شود و نه آنچنان که صدای پايینی داشته باشد.
ضمنا به قدری بااستعداد بود که تنها پس از یک بار تمرین و یک اجرای تمرینی در استودیو، برداشت نهایی را ضبط میکردیم. هرچند که فعالیت مازیار به ناگاه متوقف شد ولی به نظر من او در همان زمان هم به پلکانهای بالايي رسیده بود اما اگر مازیار همچنان فعال در بین ما بود، اوج خوانندگی او تداوم پیدا میکرد و سبک مخصوصاش بیشتر شناخته میشد و مورد استقبال قرار میگرفت.
صدای مازیار در چند سال اخیر، صدای بینظیری بود. در کنار همه اینها، مازیار جوانی بسیار مودب مهربان وخانواده دوست بود.
مصاحبه از جواد بیژنی

